X
تبلیغات
کمپ 9 عراق
درباره ما

بازگو کردن بخشی از اتفاقات حادث شده در اردوگاه 9رمادیه
کاش تمامی اسرا می توانستند اندکی از خاطرات خود را به رشته تحریر درآورند.وسازمانی ،نهادی بدور از مسائل اقتصادی واسم ورسم بحث چاپ ونشرخاطرا اسرا که مبین رشادتها،مقاومتهاوایثارفرزندان دربندایران اسلامی می باشدرا متقبل نمایند.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته اوقات شرعی

      السلام علیک یا باب الحوائج یاعلی بن موسی الرضا(ع)

   در پی اطلاع رسانی هیئات امنای محترم کمپ (۹)عراق ازبرادران عزیز آزاده ی این اردوگاه جهت شرکت در گردهمآی از مورخه ی ۱۹/۲۹۱ تا ۲۰/۲/۹۲درشهر مقدس مشهد الرضا وپی گیریهی این هیئات برای حضور پر رنگ آزادگان این کمپ از سراسر کشور،

   عزیزان آزاده از عصر روز چهارشنبه ۱۸/۲/۹۲ در محل برگزاری همایش در مشهد حضور پر رنگ خود را اعلام فرمودند.

    همایش بطور رسمی از عصر روز ۱۹/۲/۹۲ کار خود را شروع نموده و عصر روزجمعه ۲۱/۲/۹۱ باتمام رساند.

    حاضرین در این گرهم آیی علاوه بر آزادگان اواخر سال ۶۴(عملیتهای والفجر ۸ -۹بعد ازآن تاریخ )تعدادی از دوستان آزاده عملیات بدر که مدتی را در اردوگاه( ۹ قبل از ما)بسر برده بودند نیز حضور داشتند.

    بهترین ارمغان این گردهمآیی "

      الف:حضور در حرم مطهر آقا علی بن موسی الرضا

      ب: دیدار این جماعت با همدیگر که بعضا بعدار دو دهه واندی صورت پذیرفت .

      پ:تداعی وزنده نگهداشتن یاد وخاطرات ایام سخت وطلایی دوران اسارت

      ت:گرامیداشت یاد وخاطره تمامی عزیزانی که بعد از آزادی برحمت ایزدی پیوستند.

      ث :تبادل نظر وگفتگو ودادن اطلاعات خاص درزمینه حق وحقوق آزادگان.

               تعداد حاضرین دراین تجمع قریب ۳۶۰نفر بودند.

      سخت بود جدایی اما در مقابل بعضی فراقها  با هیچ قدرتی نمی توان ایستادگی کرد.

                          حق نگهدارتان باد

     

  


          دشمنان خاندان عصمت وطهارت حقد وعداوت خود را به اوج رسانده وجماعتی از آنها قبرمطهر"" جعفربن طیار "" را درآتش بیخردی خویش سوزاندند ودر سوی دیگرپیکر مطهر فدائی ولایت ""حجربن عدی"" آن جان فدای امیرالمومنین را بیشرمانه ازقبر درآورده اند.

   ضمن محکوم کردن این بی حرمتیها وبی شرمیها ازخداوند منان عاجزانه می خواهیم که عوامل دخیل در این امر رابسزای اعمالشان برسانند.

 

                                       

                                                                       


    این فصل را با من بخوان۱۳

يروانه ها در آتش (عنوان انتخابی آقای جعفری می باشد)

نوشته هایی تحت عنوان پروانه ها در آتش از برادر بسیجی آزاده آقای دکترولی ا... جعفری را تقدیم حضور می کنم .

لازم بذکر است که این برادر بمجرد ورود به ایران درسال 69 اقدام به نوشتن خاطرات خویش نموده اندبه همین دلیل نوشته های آقای جعفری بدور ازآفت فراموشی می باشد

         بهداشت وردمان (۲)

    درقاطع سه اردوگاه9 سیصدو هفتاد هشتاد نفره دو عدد آب گرمکن متوسط وجودداشت.اگرهردو درست کار می‌کردند.(چنانچه عراقی‌هاوبعضاجاسوس‌ها حمام نمی‌کردند)واجازه می‌دادندکه اسراءحمام کنند اگر بعضی مواقع آشپزها حمام نمی‌کردنداگرآب جوش برای کارهای دیگر مصرف نمی‌شود اگر و اگر و اگر... آنگاه هر7یا8 روزبه هرآسایشگاه نوبت می‌رسید و آن هم به محض ورود پس از بسم ا... آب خنک می‌شد. و سرانجام با آب سرد دوش گرفته و خارج می‌شدیم برای حمام کردن هر ماه نصف غالب صابون(صابون مخصوص سربازهای عراقی در اندازه تقریبی6سانت در 3سانتی متر) می‌دادند.

    برای شستن لباس‌ها دو کاسه ریش یا یک سوم پاکت تاید می‌دادند.

    با این وضع تغذیه و بهداشت، شیوع بیماری‌ها زیادبود.مریضهارابرای یک سری از بیماری‌ها به بیمارستان رومادیه یا بغداد اعزام می‌کردند. البته در این بیمارستان‌ها یک سری معالجه‌ها صورت می‌گرفت ولی در کل با توجه به امکانات آن‌ها رسیدگی کافی نمی‌شد به علت عدم بهداشت دهان ودندان،معمولا بچه ها ازدرددندان‌ معذب بودند. هر ماه یک بار دندان پزشک وارداردوگاه می‌شدواز یک قاطع کمتر از 10 نفر را برای معالجه ـ البته کشیدن ـ می‌بردند در موارد متعددی بدون سرکردن اقدام به کشیدن دندان اسراء می‌کردند. که عواقبش تاحدبیهوش شدن دوستان می‌شد.

   به خاطر عدم دسترسی به حمام و نشستن لباس‌های بیماری پوستی شیوع زیادی داشت خصوصاً ناحیه بیضه که غده‌های جوشی می‌زد ـ دمل‌های ریز و درشت ، خود من نزدیک به 6 ماه از بیماری پوست رنج بردم. بیماری پوستی که در اثر خارش زیاد خواب رااز چشم‌ انسان می‌ربود. و نمی‌گذاشت بخوابم و مشغول خاراندن بودم.(۱)

   اثر چند دمل بزرگ بر بدن هنوز وجود دارد. البته دلیل دیگر و عمده زدن کورک و دمل خون زدگی های زیادی بود که در بدن به وجودم آمد. که دستگاه‌های داخلی همه نمی‌توانستند دفع کنند از طریق پوست دفع می‌شد.

   دردهای کلیه که شدیدترین دردها محسوب می‌شد در بین اسراء کم نبود، و آن هم به علت حمام‌های سردی که در زمستان می‌کردند و عدم داشتن لباس‌های گرم در فصل زمستان که باعث سرماخوردگی کلیه شده و آن‌ها را چرکی می‌کرد(۲)

     ---------------------------    

۱-     یکی ازامراض پوستی ((گال))نام دارد که شایع ترین مرض جلدی دردوران اسارت بود.(اغلب دوستان باین مشکل حاد،سروکله میزدند) حمید نوجوان بسیجی ازهمدان یک شب بدلیل خارش بیش از حد بدنش(حتی برای جلوگیری ازخارش یافروکش شدن خارش، بدنش رابا تکه ابری مرطوب خیس می کرد)بیهوش شد.

۲-     اکثر آزادگان بالای دوسال از درد کلیه وکمر درعذاب می باشند. مدتی بدلیل ضربات شدیدی که بر کلیه هایم وارد شده بود قادر به راه رفتن بشکل عادی نبودم .باید به پهلوراه میرفتم.

بیان پاورقی توسط مدیر وبلاگ


       عکس ذیل محوطه ی یکی از اردوگاههای رومادیه را نشان می دهد

        اسرایی را که می بینید مسئولین غذای آسایشگاهای یک قاطع ازچهار قاطع اردوگاه (رومادیه)می باشد.

         ظرفهای موجوددردست هریک ازبچه ها راعراقیها(قُصعه)می گفتند که سهمیه ی غذای هر هشت الی ده تا دوازده نفر را داخل یکی از این ظرفها میریختند.

         هریک از صفها مسئولین غذای یک آسایشگاه می باشند.

          در اردوگاه ما بعضی اوقات مسئولین غذا چه بسا ساعت یا بیش از ساعتی را بحالت سر پائین در هوای گرم رومادیه در صف بسر می بردند.

          قریب صددرصد این ضرفها بدلیل اینکه معمولا باآنها برسر اسرا ضربه می زدندسطح نامسطحی داشتند.

         بعضی اوقات کافی بود به اندازه سر سوزنی درگوشه کناریا درحدفاصل دستگیره وحاشیه ظرف غذاباقی مانده بود.سوژه خوبی برای تنبیه عمومی بچه ها بدست عراقی ها می افتاد

          

aks6_436

 

 


تیغ گمشده وسرنوشت بچه های آسایشگاه...

سهمیه ی هرآسایشگاه چهل وهشت نفره برای اصلاح صورت ده یاپانزده عددتیغ بودکه بعدا زتراشیدن ریش تیغها چمع آوری وباشمارش درمقابل سربازعراقی دور انداخته می شد،تنها دلیل پس گرفتن تیغها را می توان رعایت مسائل امنیتی(خود زنی بجه هاو...)از ناحیه عراقی ها دانست وغیر.       

تابستان سال شست وشش درآسایشگاه۳ تیغ یا نصف تیغی گم شد،عراقی ها پنکه ها را خاموش وبچه هاراقریب دونیم یا سه ساعت واداربه بشین وپاشو کردند.هوا داغ چهل وهشت نفر داخل آسایشگاهی که یکطرفش پنچره دارد وهیچ امکان تهویه هوانمی باشد.هوای آسایشگاه دم کرده تمامی بچه ها عرق ریزان بی وقفه باید می نشستند وبلند می شدند. برادر عزیز مان(شهباز،س) بدلیل قادر نبودن به نشست وپاشدن با حوله ای عرق های جاری شده ی درکف آسایشگاه را مرتب جمع آوری کرده وداخل سطلی حوله را می چلاند.بعد از بیرون آمدن دوستان واقعا هیچ یک از آنها به راحتی قادربه حرکت نبودند. هرکدام از بچه هایکی ازبچه های آسایشگاه سه را به دستشویی برده تا به تن وبدنشان آبی بزنند تاحالشان اندکی بهتر شود. (۱) 

 بعلت فشار فراوانیکه به ماهیچه های پاهای دوستان وارد شده بودتاچند روزی راه رفتن برای این عزیزان مشکل بود. 

متاسفانه ارشد این آسایشگاه رعایت حال هموطنان ناز خود را درهیچ شرایطی در نظر نمی گرفت.

--------------------------- 

۱- دمای هوای شهر رمادیه در تابستان تا۵۰درجه می رسید.